سخنی از بهشت

زبان ها

وب سایت رسمی عبدالحسین نجفی: گوناگون

جستجو پیرامون این موضوع:    
[ برگشت به صفحه اصلی | انتخاب موضوع جدید ]

یکی از دانشمندان بزرگ عقدیه دارند انسان تا وارد صحنه ها و بحرانهای اجتماعی نشود ساخته نخواهد شد این واقعیت هم برای خود مادر حدی تجربه شده که صفاتی وراثتی و تربیتی را براحتی کنار گذاشتیم و همین اینکه در میان اقوام و دیگر جاها شاهد نمونه هایی از این قبیل تحولات بوده ایم که ما هب آن نوعی جبر تاریخ می گویم فرد وقتی از یک سو مشاهد می کند جامعه به او بد نگاه کرده و تردش می کگند و گفته شد انسان فطرتاً دسو دارد در جامعه خوب جلوه کند این فشار روحی از یک سوی و از سوی دیگر وقتی مشاهده می کند افرادی در کارهای خود موفق ومورد تشویق واقع یم شوند به شدت نگران می وشد و همین کشمکش روحی او را وا می داد مانند آن رقبت مورد توجه قرار گیرد و از همان فرد الگو می گیرد یعنی توجه می کند چه کار می کند که موفق است او هم می کوشد همان را بکار گیرد وقتی در یک دو تا مورد از خود موفقیت دید در او ایجاد انگیزه کرده و همین باعث می شود آنچه را مانع دست یابی به این ارزشها شده آنها را از خود دور و عکس آنها را جایگزین کند و خلاصه این است که اسلام به امر به معروف و نهی از منکر توجه دارد و خداوند در مورد تشویق و تردد افراد به پیامبر دستور می دهد (هرگز پژمرده هیچ یک ازآنان نماز نخوان و برکنار قبرش (برای دعا و طلب آمرزش) نه ایست, چرا که آنها به خدا و رسولش کافر شدند – توبه آیه 84) (اای پیامبر با کافران و منافقان جهادکن و بر آنها سخت بگیرد(...- توبه آیه 73) ((ای پیامبر) بال (عطوفت) خود را برای مومنین فروئر آر- حجر آیه 88) (از اموال آنها صدقه ای به عنوان زکات) بگیرد, تا بوسیله آن آنها راپاک سازی و پرورش دهی و (به هنگام گرفتن زکات) به آنها دعا کن, که دعای تو, مایه آرامش آنهاست- توبه آیه 103) با توجه به این بیماری های اخلاقی رنجبارتر و منشا بیماریها جسمی نیز خواهد بود این قبیل دستورات اسلام هم بهترین راهی پیش گیری و هم بهترین داروی رفع کننده بیماریهاست.

فلسفه تحویل و دگرگونی

انسان موجودی است صد در صد تاثیر پذیر و همین امر انسان راتحول پذیر و قابل دگرگونی شدن می نماید چیزی که تحول ناپذیر خواهد بود ذات و انسانیت انساناست که ول به ظاهر آدم کش و قاتل باشد ولی بالقوه و ذاتاً به همان انسانیت باقی است به این عنوان که اگر توبه کرده و بر گردد همان چیزی است که یک انسان پاک است مانند کشنده حمزه عموی پیامبر بنام وحشی که پنهان شده و حضرت رسول توبه او را پذیرفت و مسلمان شد و در یکی از جنگهای اسلام فرمانده آن لشکر را کشت و در نهایت در راه خدا شهید گردید در همین سال جاری (85) از رسانه داخلی شنیدم مردم چنین از نظر قد, صورت , چشم با چند قرن پیش کاملاً متفاوتنند وعلت آن تحول در شرایط آب , هوا.. است این گونه دگرگونی در نسل بشر زیاد دیده شده و پیدایش بسیاری از زبانها, رنگها... از همین مقوله است بهر صورت انسان هم از نظر مادی جسم و هم از نظر فکری, طرز تفکر... قابل تغییراست این که در ایران رسم است در ایام عید نور بخوانند (یا مقلب القلوب و الابصار, یا محول حول و الاحوال , حول حالنا الی احسن الحال – ای آن کسی که قلب و بصیرت انسان را دگرگون می سازی این کسی که حالتها (و صفات را) دگرگون می سازی پس حال مرا به بهترین حالات دگرگون ساز) یعنی چیزی است که امکان پذیر است و فرقی ندارد که وراثتی باشد یا ترتیبی یا اجتماعی چون در قرآن هم خداوند می فرماید (برای انسان مامورانی است که پی در پی , از پیش رو و از پشت سرش او را از فرمان خدا (و حوادث غیر حتمی) حفظ می کنند (اما) خداوند سرنوشت هیچ قوم (و ملتی) را تغییر نمی دهد مگر آنکه آنچه در خود شان است تغییر دهند و هنگامی که خدا اراده سوئی به قومی (به خاطر اعمالشان ) کند هیچ چیز مانع آن نخواهد شد ... – رعد آیه 11) شاهد ما این است که اگر انسان درصدد بر آمده باشد از فلان صفت و یا صفات خود رانجات دهد چون شرایط تحول بوجود آمدهاست خداوند او را دگرگون خواهد نمو د که در گذشته گفته شد شرایط های رقابتی چنان انسان را تحت فشار قرار می دهد که بطور ناخود آگاه عوارض ناگوار جای خود را به شرایط طبیعی می دهند که به صورت بالقوه در انسان موجود است محجرب سوس مار خوار که برای کشتن پیامبر آمده بود, برخورد کاملاً سازنده حضرت چنان او را متحول کرد که مسلمان گردید و در بازگشت همه قومش بوسیله او مسلمان شدند, دو طایفه اوس و خزرج سالها آدم کشی می کردند پیامبر(ص) میان آنها را اصلاح کرد وهمین ها در جنگهای اسلام شرکت کردند و همان شمشیر ها برای کشتن دشمنان اسلام بکار گرفته شد.

بیشتر
دوشنبه، 8 آبان ماه، 1391 | 0 نظر | بازدید [ 7 ]

اصلاح و ترمیم در ابعاد معنوی شامل کلیه صفات اعتقادی اخلاقی می گردد که بطور وراثتی , تربیتی و اجتماعی به نسلهای بعدی منتقل شده باشد وراثتی محض که همان انتقال ژن از پدر بزرگ و مادر بزرگ به نسل های بعدی باشد و تربیتی از جنین شروع می شود و تا پایان رشد کودک که دوران نوجوانی باشد پایان می یابد و اجتماعی همان تاثیر پذیری فرد از نوع فرهنگ جامعه یا رفیق فاسد می باشد صفات اعتقادی مانند انگار و اعتقادات انحرافی درباره خدا, ایمان .... و صفات اخلاقی مانند بخل حسد, کینه... و اجتماعی مانند رسومات و فرهنگهای فراگیر در هر کشور, منطقه و حتی روستایی که رنگ و بوی خاص خود را دارد.

در این بخش از یک سو باید ثابت کنیم که ماهیت ژن و بروز و انتقال آن چگونه است که در گذشته تا حدودی روشن شد و گمراهی به صورت یک عادت و در اشکال گوناگون به نسلهای بعدی انتقال پیدا می کند که آیاتی از قرآن آورده شد و از سوی دیگر دیگر آیا این ژنها وراثتی , تربیتی و اجتماعی قابل تغییر هستند یا خیر که باید گفت بلی.

1. وراثتی: با توجه به این که خداوند 124 هزار پیامبر و دوازده امام برای هدایت بشر فرستاده عاقلانه نیست که گفته شود صرفاً برای هدایت به شکل پیش گیر درمانی آمده اند و آمده اند که نگذارند بشر منحرف شود و اگر منصرف شد دیگر کاری ندارند و اصلاً کاری ساخته نیست درست مثل این که گفته شود طب برای این است که نگذارد بیماری بوجود آید و اگر آمد دیگری کاری ندارد و کاری نمی توان کرده در حالی که بعکس است در واقع هدایت بشر دو بعد دارد یکی پیش گیر درمانی دوم دارو درمانی یعنی وقتی فرد گمراه شد قابل معالجه است و باز این طور نیست که گفته شود چون این صفات انحرافی از نسلهای گذشته و تبدیل به ژن شده دیگر راهی برای اصلاح , کنترل و حتی بر طرف کردن آن نیست. امشب (27 ماه رجب) شب مبعث حضرت رسو (ص) است که خداوند او را در عرب  جاهلی مبعوث به رسالت نمود که عادات خرافی زیاد و بدی از اجداد خود به ارث برده بودند مانند زنده بگور کردن دخترها, همسران را بدیگران عاریه دادن... و در مقابل تبلیغات پیامبر تا حدی ایستادگی کردند که در تاریخ آمده و آیاتی دراین باره گذشت که هر عملی را به اجداد خود نسبت می دهند چون آنها این طور بوده اند اینها هم از آنها پس روی می کنند.

2.اکتسابی و تربیتی: در این جا هم همان مطالب فوق تکرار می شود. یعنی هم روش پیش گیری وهم درمان می گویند سعی کنید تربیت بگونه ای باشد که فرد منحرف بار نیاید ولی حالا که منحرف بار آمده بگوشید او را نجات دهید. لذا در تاریخ زیاد داریم افرادی که اجداد و پدرانشان منحرف بوده اند ولی به عللی و گاهی با یک کلمه هدایت یافته و نجات پیدا کرده اند مانند سلمان فارسی که گیر زاده بود, مانند حور یا حتی که از لشکریان بزید بود, کسانی که تاکنون مسلمان شده اند دیشب تلویزیون چند نفر را نشان داد که تازه مسلمان شده اند بقول رادیو پیام 1/1/85 چهار هزار زن اسپانیایی مسلمان شده اند فضیل عرب گردن زن باشیدن یک آید منقلب شد و دست از گردنه زنی برداشت. پسر حاتم طایی مسلمان از اصحاب پیامبر شد.

3. اجتماعی: ژن های وراثتی اجتماعی بد و گونه است یکی این که فرد با افراد منحرف رفاقت کرده و رنگ و بوی آنها را گرفته که اگر معالجه نشود به نسلهای بعد راه می یابد و دوم این که در هر کشور , منطقه وحی روستایی جو حاکم فرهنگی و روانپی حاکم است که مردم این را رها می کنند ولی رسومات فرهنگی را رها نمی کنند ولی اسلام تاکنون آنها را اصلاح کرده است در واقع همان ژنتیک درمانی است در محل خود ما خرافات زیاد و از اجداد باقی مانده بود و یک روحانی طی چند سال بطور کلی همه خرافات ولو سومان غلط آن روستا را از بین برد و چیزهای دیگر را جایگزین کرد.

در مورد این که گفته شد ژنتیک درمانی در این صورت میان بیماریهای اخلاق, روانی و جسمی فرق دارد یعنی در بعد اخلاقی و روانی موفقیت حتمی است و در بیماریها جسمی هم باز میان نقص عضو و بیماری مثلاً مانند سرطان ... فرق دارد در نقص عضو که امکان حتی ده درصد شاید نباشد دربیماریهای جسمی در حد اصلاح, مرمت و در مواردی امید هست که بشر روزی به آنجا برسد که بیماری جسمی وراثتی را هم براحتی درمان و معالجه کند (دیدیم که تکنیک ژن در زمینه تشخیص , مطالعه , تحقیق, درمان و معالجه بیماریهای ارثی افقیهای را گشوده است که تا چند سال قبل تصور آن غیر ممکن بود نه تنها در زمینه ژنتیک انسان , بلکه در مورد ژنتیک گیاهان , جانوران , باکتریها و قارچها پیشرفتهای چشمگیر مشابهی بدست آمده است . اکنون موجودات زنده جدیدی وجود دارند که در گذشته نبود اند و به آن صورت [اول] نیز خلق نشده اند [ و بلکه تغییر پیدا کرده اند ]... : مشاوره ژنتیک ص 169) در مثال مانند شکستن سنگ کلیه بدون عمل جراحی که در گذشته تصور آنهم وجود نداشت و امروز عاری و پیش پا افتاده است که در طبابت به آن پیش گیر درمانی و معالجه و دارو درمانی گفته می شود و در امور معنوی به آن امر به معروف و نهی از منکر امر به معروف همان پیش گیری درمانی است که حضرت رسول وقتی به رسالت مبعوث شد فرمود ( قولوا لا اله الا الله تفلحوا) و معالجه همان است که می فرماید (... (در راه یابی به حقایق) (اگر (چیزی) نمی دانید از آگاهان بپرسید – انبیا آیه 7) و (و در راه خدا انفاق کنید (و با ترک آن ) خود را به دست خود به هلاکت نیفکنید... – بقره آیه 195) که البته آیات و روایات زیادی در هر دو مورد بهداشت و در مان معنوی آمده و همین اندازه کافی است در این جا لازم است قدری مفصل تر بحث کنیم تا معین شود ژنهای وراثتی قابل تغییرند یا نه.

اول پیشگیری:

مشکل بشر چه در بعد معنوی و چه در بعد مادی و در واقع سلامت روحی انسانی و جسم حیوانیش همین بی توجهی به پیش گیر درمانی است , یعنی اگر بشر قبل از ارتکاب هر انحراف اعتقادی و اخلاقی آگاه شده بود امروز حتی نیاز به پلیس فرزندان نمی بود یعنی وقوع آن امکان پذیر است و اصلاً محال نیست, اگر بگویم در واقع امروز از نظر علمی و نظام آفرینش, محال است باید در توانایی و قدرت خدا شک کنیم !* و این بشر است که آن را به محال تبدیل کرده است نه دست تقدیر و قوانین علمی نظام خلقت و همینطور است اگر بشر در امر سلامت جسم همه کوشش خود را متوجه پیش گیری و پیش گیری درمانی کرده بود اگر نکویم بیماری نداشتیم حداقل نود و پنج درصد مردم سالم می بودند ولی در حال حاضر حداقل هشتاد درصد مردم بیماری هستند که باید دارو مصرف کنند در جهان سالی حداقل پانصد میلیون بر اثر بیماریهای اخلاقی و بیماریهای جسمی می میرند که اگر وضع این گونه نمی بود حداقل نصف آن نمی مردند در جنگ جهانی اول و دوم حداقل دویست میلیون کشته و مجروح داشت بیماری چاقی سالی هجده میلیون , ایدزه 5/4 میلیون در مدت 15 سال ف سیگار چهار میلیون قربانی می گیرند اینها را همه یادداشت دارم و این چند مورد یک نمونه کوچک آن بود که یا وجود پیش گیری درمانی می شد که نباشد و اسلام برای همین امر آمد هدایت بشر قبل از آلودگهای روحی و جسمی معنوی و مادی اخلاقی و طبی پیش گیر درمانی معنوی برای ما که مسلمان هستیم , اگر رعایت شود نسل بعد از نسل از ویروسها و میکروبها و در واقع آلودگیهای اخلاقی در امان خواهد بود ودر واقع روند استقلال و واکنش ژنهای مثبت به نسلهای بعدی راه خواهد یافت و نتیجه اش همان است که گفته می شود فلان طایفه, فلان قوم , فلان خانواده مردم با نجابت با غیرت , پاک , متدین پای بند به رعایت حقوق دیگران هستند برای دست یابی به این واقعیت به کلیات چند مورد از راههای پیش گیری درمانی توجه خواهیم کرد.

1. مال حلال : اسلام هر نهی که دارد به خاطر دو جهت کلی است , مال چه حلالی و چه حرامش دو اثر در وجود انسان از خود باقی خواهد گذاشت یکی اثراتی که بر روی همه سیستمها ی اندام انسان می گذارد که به آن اثر وضعی می گویند از باب مثال لقمه حلال باشد بدن سیر طبیعی خود را ادامه خواهد داد ولی اگر حرام باشد وضع همه تغییر خواهد کرد و حتی تبعات آن همه چیز را فرار خواهد گرفت مثلاً افراد گناه در مقابل حملات و جدان دچار افسردگی می شوند اصولاً همه افراد افسرده از گناه کاران هستند. افسردگی انواع و اقسام بیماریهای جسمی از جمله یبوست رادر پی خواهد داشت که خود یبوست باعث بیماریهای زیادی خواهد شد از جمله بواسیر... و همینطور روح و فکر انسان را تحت تاثیر قرار خواهد داد این که حضرت رسول می فرماید شقی و بد عاقبت و سعید و خوش عاقبت از رحم مادر شروع می شود اگر شکل گیری اولیه انسان با مال حلال باشد در واقع خشت اولی طبق دستوران مهندسی گذاشته شد و این فرزند شیعه است تا از دنیا برود و در غیر این صورت شقی است این را می گویند آلودگی و بیماری ارثی اخلاقی و عکس آن که مال حلال باشد می شود پیش گیری کسی که با مال حلال پروش یافته در واقع ساختمان جسم و جان آنها با مصالح مرغوب باشد ولی درباره اثرات حرام خواری به بیان امام حسین (ع) در روز عاشورا توجه می کنیم, وقتی لشکر یزید به موعظه او توجه نکردند فرمود (ملئت بطونکم من الحرام فطبع الله علی قلوبکم و یلکم الا تنصتون الا تسمعون – شکم شما از حرام پر شده, خدا بردلها تان مهر زده آیا ساکت می شودید تا حرف مرا گوش دهید) خدا قلب کسی را مهر نمی زند این همان اثر وضعی مال حرام است علم امروزی با آزمایش خون حتی نوع خیانت و جنابت فرد را معین می کند سگهای تعلیم دیده ای هستند که فرد مجرم را از میان انبوه جمعیت بوسیله بو کشیدن پیدا می کنند می گویند وقتی انسان مرتکب گناهی می شود بوی بدی از او صادر می گردد که دلیل آن نگرانی و گرفتگی روح است وقتی انسان کار نیکی انجام می دهد و بعد احساس شادی, آرامش و لذت می کند این همان بوی خوشی است که سلولهای بدن از خود ترشح می کنند جدیداً ثابت شده مغز افراد دروغ گو نسبت به افراد راست گو دارای سفید بیشتری است بهر صورت اگر بخواهیم نسل ما سالم بود و این سلامتی به نسلهای بعدی انتقال یابد باید از همان پایه اول با مصالح مرغوب زیر مبنای نسلهای آینه را بسازیم .

و مصداق این فرمایش حضرت رسول شویم که می فرمایند (السعید من سعل فی بطن امه سعید و خوش عاقبت کسی است که از رحم مادر خوش عاقبت باشد) و کاری که نسل ما مصداق این قسمت حدیث نباشد که می فرماید (و الشقی من شقی فی بطن امه – زیان کار و به عاقبت کسی است که از رحم مادر شقی دید عاقبت باشد – نهج الفصاصه ص 375 ).

2. اخلاق درمانی: افراد زیادی رامی بینم همانند پدر و یا مادر خود خوشی اخلاقی, خوش برخورد و بهر صورت فردی دوست داشتنی هستند وافرادی درست عکس آن هستند این دو نمونه به همان انتقال ژن بر می گردد ولی آیا این دوگانگی کار خداست یا کار قالب است اگر بگویم کار خداست حتی عقل و معلومات یک بیابان گردم نمی توان براحتی آن را قبول کند پس هر چه هست از خود ماست که فرزند ما این گونه است*

و به خود نطفه حتی قبل از انعقاد بر می گردد (.... هر کس یک ژن بارز مخرب داشته باشد , معمولاً خودش بیمار است و به احتمال 50 % ژن مذکور رابه نیمی از فرزندان می دهد و آن هم معمولاً بیمار می شوند... : ... انسانهایی که امروزه در سطح زمین زندگی می کنند فقط به یک گونه تعلق دارند و همه پیوندهای موجود بین افراد نژادهای مختلف باهر وابستگی گروهی, فرهنگی, ملی یا جغرافیایی بارور بوده و به این ترتیب یک استمرار ژنتیک و بیولوژیکی در همه مخازن ژنی محلی موجود برقرار می باشد – مشاوره ژنتیک ص 67 و 249 ) قابل است ژنها داخل سلول آنزیم رامی سازند و آنزیمها پروتئین و مواد لازم را به سیستمهای مربوط به خود می رسانند و ژنهای وراثتی اخلاقی... از این را انتقال می یابند.

اسلام چه می گوید و چرا*

با توجه به این همه صفات به نسل بعد انتقال می یابد لذا اسلام تاکید می کنند صحبت کند, غصابی نشوید, بگویید بخند کنید, دید و باز دید کنید, بهم سلام کنید, هدیه بهم دهید, اگر کسی خوشحال کند چقدر ثواب دارد اگر کسی نگران است از او دلجویی کنید, اگر گناهی کردید فوراً کار نیکی انجام دهید تا اثر آن را بر طرف کند همه اینها بخاطر همان است که اخلاق انسانها پسندیده شود افرادی که واقعاً بشاش دوست داشتنی و خوش اخلاقند به این دستورات اسلام عمل کرده اند دستورات اسلام به خاطر همین هاست و اصلاً 124 هزار پیامبر و دوازده امام برای همین آمدند و حضرت رسول می فرمایند (بعثت لاتمم مکارم الاخلاق- مبعوث شدم تا مکامر اخلاق کامل کنم ف شما افراد مذهبی واقعی را نگاه کنید چقدر دوست داشتنی هستند منشا خویبیها و بدیهای که مادر افرادی می بینیم و گروهی را لعنت و گروهی تجمد می کنم همان است که گفته شهر قدیم گفتند بچه هر طور مرمت شود همان است و بچه از والدین الگو برداری می کنند هر چه از پدر و مادر به ببینید آنها را تقلید می کنند جدیداً ثابت شد حتی نوع طرز تفکر.... افراد بطور کاملاً در وجود جنین نقش خواهد بست علاوه بر این که چشم و یا گوش طفل  چیزی را دیده و بشنود همه وجودش درمقابل آنچه اطرافش در جریان واکنش نشان می دهد واینها مثبت باشد یا منفی به همان اندازه در شکل گیری و رشد اطفال تاثیر بنیادی دارد که روزی به صورت ژن به نسل بعد از خود انتقال پیدا خواهد کرد.

ما تنها سازنده فرزند خود نیستیم بلکه سازنده دهها نسل بعد ازخود هستیم در این جا فقط بدو آیه اشاره می کنیم یکی اخطار و اعلام خطر که همه گرایش به زمینه های سو اخلاقی را شالم می شود و دیگر دعوت به ایجاد زمنیه های اخلاقی که همان پیشگیری می شود (و در راه خدا انفاق کنید و (با ترک آن ) خود را با دست خود به هلاکت نیفکنید و نیکی کنید که خدا نیکوکاران را دوست دارد – بقره آیه 195) (ای کسانی که ایمان آورده اید خدا و پیامبرش را اطاعت کنید – (آیه 20) ای کسانی که ایمان آورده اید دعوت خدا و پیامبر را اجابت کنید همکاری که شما را به سوی چیزی می خواهد که شما را حیات بخشد – (آیه 24) سوره انفاق: و در آیه 29 نتیجه ای از عمل کرد می پردازد (ای کسانی که ایمان آورده اید اگر از (مخالفت فرمان) خدا پرهیزند, برای شما وسیله جهت جدا ساختن حق ازباطل قرار می دهد و گناهانتان را می پوشاند و شما رامی آمرزد و خداوند صاحب فضل و بخشش عظیم است) کسی که وضع زندگی , اخلاق, رفتار... او دوست داشتنی است مصداق آیه اخیر و نتیجه پیشگیری سلامت اخلاقی والدین و یا اجداد است فلان طایفه مردم با نجابتی هستند ... به همین آیه بر می گردد.

بیشتر
دوشنبه، 8 آبان ماه، 1391 | 0 نظر | بازدید [ 32 ]

 

 در فصل اول انتقال ژن در بعد مثبت و اصالت ژنتیک بود ولی در این فصل صرفاً در بعد انتقال ژن منفی و نیز ماهیت ژنتیک است یعنی صفات و رفتار پدرانی به نسلهای بعدی انتقال یافته و نسلهای بعدی را در عالمی قرار داده است که تصور می کنند واقعاً حق با آنهاست که به این عوالم ژنتیکی , نیز جهان بینی هم نیز گفته می شود جهان بینی همان است که هر کس دنیا و اشیا و کلاً زندگی و حیات با رنگی می بیند که عینک فکری او به آن رنگ است رنگی را که پدرانشان دیده اند نسلهای بعدی هم عین همان رنگ رامی بینند , مانند نسلهای بنی امید و بنی عباس که یکی سپس از دیگری در ریختن خود امامان همان گونه عمل کردند که پدرانشان قبل از آنهاعمل کرده و به خون پیامبر , بعد علی و بعد حسین... تشنه بودند.

فرد آنچه را می بیند در عالم خود شریک واقعیت خدشه ناپذیر است , از نظر علم روان شناسی نمیتواند واقعیت را با رنگ خودش ببیند, اصلاً تعمد هم ندارند ولی در حصار فکریی قرار گرفته که نمی تواند و رای آن آن را ببینید مثلاً یک فرد دارای افسردگی شدید که حتی به نزدیک ترین فرد خود علاقه ندارند, از زیبایها لذت نمی برد و دل خوشی ندارد در جمع حاضر شود... این تعمد نیست بلکه عالمی که او در آن قرار گرفته این گونه است که مثلاً نمی تواند به خندد واگر کسی هم پیش اوبخندد نگران می شود این ها چیزهایی هستند که در جهان بینی افسردگیها وجود دارد در مورد صفات وراثتی و در واقع ژنتیکی هم این گونه است در این جا هم به سراغ قرآن می رویم تا ما را راهنمایی کند.

(و هنگامی که به آنان گفته شود از آنچه خدا نازل کرده پیروی کنید, می گویند نه بلکه ما از چیزی پیروی می کنیم که پدران خود را بر آن یافتیم .... – لقمان آیه 21) (بلکه آنها می گویند ما نیاکان خود را بر آیینی یافتیم و ما نیز به پیروی آنها هدایت یافته ایم (22) و این گونه در هیچ شهر و دیاری پیش از تو پیامبر اندرز کننده ای نفرستادیم مگر این که ثروتمندان هست و مغرور آن گفتنه ما پدران خود را بر آیینی یافتیم و به آنان اقتدار می کنیم – زخرف آیه 23) (گفتند: ما فقط نیاکان خود را یافتیم که چنین می کنند – شعر آیه 74) ( و هنگامی که کار زشتی انجام می دهند می گویند پدران خود را بر این عمل یافتیم و خداوند ما را به آن دستور داده است ... – اعراف آیه 28) (و هنگامی که به آنها گفته می شود به سوی آنچه خدا نازل کرده و به سوی پیامبر بیایید می گویند ما آنچه از پدران خود یافته ایم , ما را بس است ... – مائده – آیه 104) انتقال زن وراثتی از سوی دیگر امکان دارد فردی , گروهی و یا کلاً منطقه ای باشد که یک فرد, یک گروه و یا یک قوم دزای فلان صفت یا جهان بینی خاص خود باشند زمان پیامبران علاوه بر فردی بودن آن قومی وقبیله ای بودند مانند اقوم جاهلی که رسومات خاص خود را داشتند و به خاطر همان تا سرحد خود دادن و خون ریختن اصرار داشتند (در میان ملت های گوناگون جهان گروههای انسانی وجود دارند که به دلایل مذهبی, جغرافیایی, قومی , قبیله ای و ... به صورتی جدا و بسته نسبت به جمعیت های دیگر زندگی می کنند ....و به این ترتیب ژنهای معینی بدون تغییر در نسلهای بعدی گسترش می یابند... – همان کتاب (مشاوره ژنتیک ) صس 100).

* فرزندان تاثیر پذیر و تقلیه گرا!*

در عالم تکوین و تصریع همه چیز تاثیر پذیر است , چون عالم عالم شدن و ارزشهاست ولی در میان همه انسان از هر چیز تاثیر پذیرتر و این انسان است که همه ارزشها را می تواند کسب کند وهمه چیز در جهت سیر تکاملی قرار می گیرد برای کسب ارزشهای اسانی و به همین جهت ارزشها و خود انسان به شدت آسیب پذیرند از هنگامی که مواد نطفه ساز وارد بدن نمی شود , آسیب پذیری شروع شده است نطفه در جای خود قرار دارد و هنوز وارد زخم نشده ولی همه صفات خوب ویا بد والدین را همراه دارد این یک دوره از دوران شکل گیری انسان است که به آن وراثت نمی گویند این وراثت ممکن است از یک پشت قبل باشد یا چندین پشت , که بعد از انعقاد نطفه باز مرحله ای دیگر از شکل گیری شروع می گردد ممکن است قبل از انعقاد عارضه ای خوب و یا بد وراثتی نبوده ولی به خاطر مشکلی که خود والدین بر اثر مسایل تربیتی یا اجتماعی یا هر علت دیگر به آن مبتلا شده اند در دو را جنین تاثیر خود را گذاشته و شکل گیری انسان با مصالح نامرغوب و یا حتی فاسد باشد در این مرحله چون هر چه هست سرشت انسان با آن ساخته شده این هم وراثتی بالینی و جنینی است می گویند اگر مادری به خوردن چای شیرین عادت داشته بچه های او هم بطور ناخود آگاه به خوردن چای شیرین تمایل دارند و نمی توانند نخورند بعد از ولادت دوره دیگری از شکل گیری شروع می شود که تا پایان کودکی و اول بلوغ پایان می پذیرد و انسان هر چه باید بشود شده و دیگر تا آخر  عمر خواهد بود که در یک ضرب المثل عوامانه ولی دارای بار روان شناسی آمده است (انسان هر چه از شیر برداشت آن را به گور خواهد برد) دانشمندان روان شناسی این دوره از شکی گیری را به کاغذ سفید تشبیه کرده اند که هر چه روی آن نوشته دیگر پاک شدنی نخواهد بود این دوره هر صفتی... از والدین در وجود کودک جاسازی شود آن را تربیتی و اکتسابی می گویم ولی وقتی از این پدر و مادر به فرزندان خود منتقل می شود به آن وراثتی می گویم.

زیاد دیده شده مادر و یا پدری همانند مادر و یا پدر خود با وجود این که همسر دارند به دنبال یار و دوست دیگرند, با وجود این که نیازی ندارند, دزدی می کنند دادستان دادگان برای خودم گفت: آقای دزد گفت اگر دزدی نکنم بدنم آرامش پیدا نمی کند, یک روحانی از زمان شاه می گفت: روزی برای روضه هفتگی که بمنزل آقای رفته بودم متوجه شدم دو بچه کنار حوز نشسته و آب داخل بتری را در استکان ریخته و بیک دیگر تعارف کرد و به سلامتی هم می نوشند این آقا گفت متوجه شدم والدین جلو اینها شراب خورده اند. اگر دقت کنیم خواهیم دید بچه ها گاهی یکی پدر و یکی مادر, گاهی یکی دکتر و یکی بیماری شوند و حتی دیده شد صدا و حرکت پرندگان را تلقیه می کنند, درست وجود کودک همان ظرفی کاملاً مستعد است که ره چه در آن ریخته شود هم جای آن را دارد و هم نقش بسته و خواهند ماند.

اگر کسی بگوید ریشه بیماریهای روحی... اخلاقی, جسمی چیست و چگونه بوجود می آید !* همین است که سه نمونه آن را گفتیم و نمونه دیگر شکل گیری انسان که ممکن است تثبیت شده و به نسلهای بعدی منتقل شده و به آن بیماری (روحی و جسمی) وراثتی بگویم شکل گیر دوران رشد در محیط اجتماعی است از تاثیرات رفیق و هم نشینی گرفته تا موارد دیگر آن مثلاً ممکن است فرد به کاری مشغول است که با برخوردهای اجتماعی پرسش روبرو است کمتر روزی است که با تند خویی, عصبانیت... روبرو نشود چون هر هفت سال یک بار کلید بدن عوض می شود در واقع انسان بهر چیزی عادت کرد دیگر خواهد ماند به نسلهای بعدی منتقل خواهد شد ریشه تمام بیماریهای وراثتی از همین جا شروع می شود در محل خودمان طایفه ای بودن همین که به فلان سن می رسیدند بر اثر دل درد می میرند یا یک چشم آنها نابینا می شد...

انسان ذاتاً عاری از هر چیزی است

خداوند از نظر روحی و روح اخلاقی و نه از نظر جسمی هیچ انسانی را بد اخلاق ... و بیمار نیافریده است هر چه هست رنگ قالب است مانند دو خورشید که یک چیز بیشتر نسبت ولی وقتی از پشت شیشه الوان می تابد ما نور خورشید را برسیه دیوار الوان می بینم نور از خورشید است ولی رنگ از خورشید نسبت از ظرف است پس معلوم شد ریشه وراثت در مراحل شکل گیری انسان است لذا اسلام آن همه دستورات بهداشت رفتاری اخلاقی , غذایی آورده و حتی می گوید آن بالای سبزی که سوخته ولکه دارد آن را بکنید, از دفع ادرار جلوگیری نکنید چون باعث سنگ کلید می شود.

علی (ع)می فرمایند (انظر من ترضع اولادکم فان الولد یشیب علیه – توجه کنید چه کسی به بچه شما شیر می دهد چون فرزند تحت تاثیر (همان صفت و خصلت مادر) واقع خواهد شد کافی) و در مورد ازدواج با اقوام نزدیک دارد که حضرت رسول (ع) می فرمایند (لا تنکحو القرابه القربیه فان الولد یخرج صادیاً او نحیفاً – با اقوام نزدیک ازدواج نکنید چون فرزند بیمار و یا ضعیف بدنیا خواهد آمد) چیزی که مساله مشاوره و آزمایش خون قبل از عقد به همین خاطر بوجود آمد امروز روز در پی علتها بود تا به اینجا رسید که بیشتر معلولین مادری زاد از ازدواجها قرابتی است و حضرت رسول در سفارشات خود به حضرت علی (ع) می فرماید(لا تجامع امرتک بین الاذان و اقامه فانه ال قضی بینکم و لدیکون حریصاً علی و هراق الدما: بین اان و اقامه (نماز ) با همسرت مجامعت مکن چون اگردرهمین حال اولادی بوجود آید بر ریختن خود (بی گناهان) حریص می شود- حلیته المتقین ص 68)(... این تغییرات جزئی مشکلی در زندگی به وجود نمی آورند ولی تغییرات مشابهی نیز ممکن است موجب ضعف شنوایی یا بینایی, گوارش مواد غذایی و غیره شود... از طرفی آسیب های مادر زادی شدید نیز ممکن است وجود داشته باشند و زندگی را مختل کرده و خطر مرگ را در پی دارند.... مواد داروئی خاص که در دوران حاملگی مصرف می شوند... حتی مصرف الکل, دخانیات و مواد مخدر, بایستی ضمن جستجوی علل ضایعه , مورد توجه قرار گیرد... یک نوزاد متولد شده با نقصی مادر زادی... ممکن است بعدها گرفتار فلج مغزی, عقب ماندگی ذهنی یا صرح شوند... همان کتاب ص 20 و 21) پس آنچه هست به خودما مربوط می گردد نه کسی دیگر یا خدا!*

بیشتر
دوشنبه، 8 آبان ماه، 1391 | 0 نظر | بازدید [ 24 ]

ژن قسمتی از موجودات فعال بدن می باشد که حدود صد هزار آن در واحدی از بدن بنام سلول قرار دارد سلول دارای هسته مرکزی است که در میان آن موجوداتی به شکل (x) قرار دارد که ژنها بر روی آنها قرار دارند و کار آنها ساخت آنزیم و کار آنزیمها رساندن پروتئین به سیستم های بدن است و پروتئین ها صفات گوناگون را می سازند و هر سیستمی از سیستمهای بدن سلولی خاص خود را دار مثلاً سیستم قوسی جنسی سلول خاص خود را دارد که کارش تولید همان منی است و ژنها وراثتی مثبت  و یا منفی در همین سلولها قرار دارد که بوسیله منی بنلهای بعدی انتقال می یابد یک سلول خود یک عالم و نگاه بسیار پیچیده و مهمی است که (... اگر این اطلاعات به صورت کتاب منظم شوند در این حالت اطلاعات ارثی یک باکتری یک کتاب 500 صفحه ای , و اطلاعات موجود در کروموز مهای انسان کتابخانه کوچکی با 750 جلد کتاب 500 صفحه ای خواهد شد.. مشاوره ژنتیک ص 27 دکتر غلامرضا نوزاد).

در این جا اول به این که آیا در قرآن مساله ژن و انتقال آن به نسلهای بعدی آیاتی وجود دارد و قرآن چگونه به آن می پردازد, قدیمی بحث خواهیم نمود و 

فصل اول: فلسفه انتقال و ماهیت ژنتیک

همانطور که قبلاً در مورد جامعیت قرآن اشاره شدف لازم است به این نکته هم اشاره شود علاوه بر آنچه انسان ضرورتاً به آنها نیاز دارد که اول آنها را یافته و بیامرزد و سپس بکار گیرد, بسیاری از مسائل هستند که فقط دانستن آنها خوب است مثلاً اسرار نظام و قوانین خلقت, حقایقی که در خود انسان و حیوانات, جمادات و گل و گیاهان دانستنیهای هستند که جنبه و لزوم کاربردی شدن در آنها نیست خود فلسفه و ماهیت ژن و ژنتیک در قرآن حدوداً به این صورت است که در چند قسمت عنوان می شود.

اول- سیر طبیعی و انتقال ژن: مایکصد و بیست و چهار هزار پیامبر و دوازده امام پاک و معصوم داریم, درست است که خداوند اینها را به عنوان ذخیره برای هدایت بشر حفظ کرده ولی این طور نیست که پاکی آنها هم این گونه باشد بلکه پاکی آنها ذاتی است که از پدر و مادری پاک و سالم دنیا آمده اند مانند امامان که از نسل علی و فاطمه هستند که برای انعقاد نطفه فاطمه (ع) حضرت رسول مامور بود تا چهل روز با خدیجه هم بستر نشده و روزه دار باشد و همین شد که فاطمه بوجود آمد در واقع این است فلسفه ژنتیک, خداوند در مورد پیامبران (ع) هم آیاتی دارد که به اجداد پاک آنها توجه دارد در مورد حضرت رسول (ص) این گونه است که از آدم انتقال یافته و از پشت انسانهایی عبور کرده و می گذرد تا به حضرت عبدالله منتقل و از مادر متولد شود به این صورت:

عدنان پنج پسر داشت که نور محمد در معد انتقال یافت, معد چهار پسر داشت که نور (ژن) نبوت در نزار انتقال یافت. و نزار چهار پسر داشت که نور محمد در مفر منتقل شد مفر دو پسر داشت که نور نبوت در خزیمه طالع گردید او سه پسر داشت که نور نبوت در کنانه انتقال می یابد او سه پسر داشت و نور نبوت به نصر انتقال می یابد او دو پسر داشت و نور نبوت در مالک ظاهر می گردد او یک پسر داشت بنام فهر که نور نبوت در او طالع می گردد. او چهار پسر دارد که نور نبوت به غالب منتقل می گردد غالب دو پسر دارد که نور نبوت در لوی طالع می گردد. او چهار پسر دارد که نور نبوت در کعب ظاهر می گردد او سه پسر داشت که نور نبود به مره انتقال می یابد . او سه پسر داشت که نور نبود در کلاب ظاهر می گردد. او دو پسر داشت که نور نبود در قصی طالع می گردد او چهار پسر داشت که نور نبوت در عبد مناف طالع می گردد اول چهار پسر دارد که نور نبوت در عمر طالع می گردد که او به هاشم ملقب گردید از هاشم عبدالمطلب باقی ماند که نور نبود در او راه یافت او ده پسر داشت به نامهای حارث, زبیر, ابوطالب, حمزه, غیداق, خرار, مقوم , ابولهب , عباس و عبدالله که نور (ژن) نبوت به عبدالله منتقل گردید و او آمنه دختر وهب را اختیار کرد و حضرت از آمنه متولد گردید(ص) از دفتر 23 خلاصه کتابهای ص 31.

در اینجا به سراغ آیاتی می رویم که به سیر طبیعی و انتقال ژن توجه دارند گرچه از پاکی اجداد پیامبران اشاره دارد ولی در اصل انتقال ژن کلاً شامل همه انسانها می شود که این ژن در مواردی از پدران پاک و گاهی از پدران ناپاک و یا در حد وسط آن به نسلهای بعدی انتقال می یابد و هر غیر پاکی یا نا پاکی انتقال ژن ها تمام او صاف والدین را هر چه هست همراه خود دارند بهر صورت خداوند می فرماید (و به خاطر بیاور) زمانی را که پروردگارت از پشت و طب فرزندان آدم ذره آنها را بر گرفت و آنها را گواه بر خویشتن ساخت... اعراف آیه 172) (پروردگارت را ما را تسلیم فرمان خود قرار ده, و از دودمان ما امتی که تسلیم فرمانت باشند(به وجود آورد)... – بقره آیه 128) در آیه اول صرفاً انتقال ژن از آدم به نسلهای بعدی مورد توجه قرار می دهد که قبلاً اشاره شد و در آیه بعد متذکر سلامت آن می شود که معلوم است ژن در سیر خود تحت تاثیر عوراض اخلاقی... قرار خواهد گرفت که در واقع بنوعی به صفات ارثی اشاره دارد یعنی همه صفات خوب و بد انسان به نسلهای بعدی انتقال خواهد یافت و درباره سلامت انتقال ژن وراثتی در اجداد انبیاء اشاره دارد و می فرماید (و در آنجا بود که ذکریا (با مشاهده آن همه شایستگی در مریم) پروردگار خویش را خواهد و عرض کرد: خداوند از طرف خودف فرزند پاکیزه ای (نیز) به من عطا فرما که دعا را می شنوی- آل عمران آیه 38) (و اسحاق و یعقوب را به او (افراهیم) بخشیدیم و هر دو را هدایت کردیم و نوح را (نیز) پیش از آن هدایت نمودیم, و از فرزندان او, داود و سلیمان و ایوب و یوسف و موسی و هارون را(هدایت کردیم)... (84) و (همچنین) زکریا و یحی و عیسی و الیاس را , همه از صاحبان بودن (85) و از پدران و برادران آنها (افرادی را برتری دادیم) و برگزیدیم و به راه راست هدایت نمودیم- انعام آیه 87) کلایت انتقال ژن بدین صورت است که (در تولید سلولهای جنس نر و ماده در بیضه و تخمدان , طی تغییرات پیچیده ای تعداد 46 کروموزوم معمولی به نصف, یعنی 23 کروموزوم کاهش می یابد وقتی این دو سلول جنس ضمن عمل لقاح با هم ترکیب شوند, یک سلول تخم را به وجود می آورند که مجدداً دارای 46 کروموزم می گردد... (بهر صورت ) آنچه ما به صورت رنگ مو, شکل چشم یا بینی, طول قد, هوش, رنگ چشم رفتار و... به ارشاد می بریم و در خویشاوندان و دوستان خود مشاهده کرده ایم, از نسلی به نسل دیگر انتقال می یابد و در همینن ترتیب بازها به رمز در آمده است – مشاوره ژنتیک ص 30 و 65).                                                                                

همانطور که قبلاً اشاره شد, انواع و اقسام صفات و حتی قیافه ها... که ژنها حامل آنها هستند خوب یا بد باشند به نسلهای بعدی انتقال یافته و گاهی در یک مجموعه وسیع باقی می مانند ما هم در تاریخ داریم و هم در هر زمان کاملاً مشاهده می شود طوایفی دارای صفات نیک و پسندیده اند و طوایفی هم دارای صفات ناپسند و طوایفی هم در حد وسط قرار گرفته خوب و بد آنها تقریباً مساوی هستند حضرت علی (ع) بعد از فاطمه (س) که خواست زنی اختیار کند به برادرش تحصیل سفارش کرد, از طایفه ای که شجاع هستند برایش زنی پیدا کند که او هم ام البنین را پیدا کرد در عصر حاضر هم طوایفی هستند که خوبند , اکثر آنهامشکل ندارند طوایفی هم هستند اکثر مشکل دارند گرچه در مواردی عللی دیگر هم دارد ولی در اصل این گونه پدیده های زشت و زیبا از مقوله ژنتیک است که به آن وراثت هم می گویند در میان افراد یک خانواده افرادی به پدر یا مادر یا دایی... رفته و صفات آنها در وجودشان قرار دارد مانند پدرش ترسو یا شجاع است این که حضرت رسول می فرمایند (هر سعادتمندی در بطن مادر سعادتمند شده و هر شقی و بدبختی هم در بطن مادر شق و بد بخت شده نهج الفصاحه ص 375 ژنها موجود در نطفه وارد رحم شده و روزی هم به صورت طفلی از مادر متولد می شود.

بهر صورت صفات نیک و بد بشر از فردی به افراد انتقال یافته و به همان وضعی که دارد (خوب یا بد) تکثیر پیدا می کند لاین رابطه آیاتی نیز آمده که نشانگر این واقعیت که هر کس هر چه هست آن را بطور ناخود آگاه بدیگران منتقل می کند که به آن ژنتیک گفته می شود (کسانی که ایمان آورند و فرزندان انسان به پیروی از آنها ایمان اختیار کردند... – طور آیه 21) (ما به او اسحاق برکت دادیم , و از دودمان آن دو , افرادی نیکو کار و افرادی آشکار را به خود ستم کردند –صافات آیه 113) (.... ابراهیم عرض کرد: (خدایا) از دودمان من (نیز امامانی قرار ده) خداوند فرمود پیمان من به ستمکاران نمی رسد (و تنها آن دسته از فرزندان تو که پاک و معصوم باشند شایسته این مقامند ) – بقره آیه 124) (... پروردگار را مراتوفیق ده تا شکر نعمتی را که به من و پدرم و مادرم دادی به جا آورم و کار شایسته ای انجام دهم که از آن خشنود باشی و فرزندان مرا صالح گردان .... – احقاق آیه 15) عواملی که باعث می شوند پدیده های وراثتی و اکتسابی بوجود آیند از این قبیل عوامل هستند (... می دانیم که اشعه ایکس, اشعه های بار دار, مواد رادیو اکتیو, یا تابش اشعه های طبیعی از کهکشانها, می توانند در ژنهای ما اثرات جهش زا داشته باشند, روزانه همراه با غذا, ترکیبات سمی طبیعی مانند: آفلاتوکسین موجود در بعضی قارچها و کپکها, سموم موجود درگیاهان آفت زده که گیاهان برای دفاع از خود در مقابل آفتها تولید می نمایند مواد سمی به وجود آمده در سرخ کردنی ها, بودادنی ها, مواد غذایی مانده, استفاده از روغن های خوراکی که چند بار حرارت دیده باشند, می توانند مقدار زیادی از ترکیبات سمی و سرطان زای مؤثر را به بدن وارد نمایند – همان کتاب ص 66) این نمونه ای بود از عوامل تاثیر گذار و بوجود آمدن بیماریها و دیگر عوامل تاثیر گذار صفات اخلاقی ... نیز به همین گونه است.

بیشتر
دوشنبه، 8 آبان ماه، 1391 | 0 نظر | بازدید [ 0 ]

زمانی که متوجه آیات طبی قرآن شدم تنها به سراغ آیاتی می رفتم که با صراحت مسائل بهداشتی وطبی را بیان می دارند ولی وقتی کتاب (طب جامع اسلامی) را نوشتم متوجه شدم علاوه برآن آیات ف آیات دیگری وجود دارد که هم بگونه ای به مسائل جسمی و روانی توجه دارند و هم به مسائل معنوی و اخلاقی در واقع بسیاری از آیات چند منظوره اند و در عین حال که طبی می باشند, عبادی, اخلاقی, معنوی نیز هستند از باب نمونه این آیه که می فرماید(کلوا و اشربوا و لا تسرفوا ان الله لا یحب المسرفین -.... بخورید و بیاشامید, ولی اسراف (و زیاده روی ) نکنید که خداوند مسرفان(بریز و بپاش) را دوست نمی دارد – اعراف آیه 31) ملاحظه می کنید که قسمت اول آیه کاملاً مادی و طبی و قسمت آخر آیه معنوی و اخلاقی است و در احادیث است و در احادیث هم به همین صورت است از جمله این حدیث که می فرماید (النظافت من الایمان) یعنی ایمان و نظافت کاملاً بهم وابسته اند و باید گفت اخلاقیات را می شود از طب جدا کرد و نه طب را از اخلاقیات البته بشر امروزی این کار را کرده و لذا نتایج زبان بار آن را با هم وجود دارد لمس کرده و می جوشد.

علاوه بر آن برداشت از قرآن , متوجه شدم همه آیات و روایات طبی است. مگر بیماریهای اخلاقی نیست که بشر را رو به نابودی پیش می برد مگر تنها با سلامت جسم می توان زندگی امن, آرام , و با صفایی است  بهترین طبیب و دارو در اروپاست بدترین فساد, خودکشی, افسردگی, زنا کاری, هم جنس بازی, هم در همان جاست. مدت بیست روزی است وارد حل مشکل خانوادگی دو جوان شده ام که هشت سال است شب و روز انسان تلخ و زنج بار است برای هر دو طرف بیش بیست جلسه و هر جلسه یک ساعت صحبت کرده ام ولی هنوز در دلشان درمان نشده و همین امروز در دادگاه هستند چند بار که همراهشان شورای حل اختلاف و دادگاه رفتم دادگاه سه طبقه است هر سه طبقه پر از جمعیت بود که حتی جای نشستن پیدا نمی شد!؟ اینها واقعاً بیمارند و بیماری بدتر از بیماری جسمی. من مطب پزشکان و بیمارستانها رفته ام تاکنون این طور ندیدم مردم به سر و کله هم بالا بروند. خداوند, 124 هزار پیامبر و دوازده امام را فرستاده که این بیماری را معالجه کنند و به همین جهت لقب (طبیب دوار) به پیامبر داده شدهاست و حتی خدا بربندگانش مثبت نهاده که چنین طبیانی برای رفع و جلوگیری از بیماری فرستاده است همه آیات طبی هستند و در موارد بطور صراحت, ضمن... به طبابت توجه دارند از باب نمونه این آیه که می فرماید(و در راه خدا انفاق کنید و (با ترک آن ) خود را بدست خود , به هلاکت نیفکنید... – بقره آیه 195) در حدیث داریم صدقه هفتاد بلا را دفع می کند, غیر از آن بدین که انسان را متوجه می سازد هر چیزی که برای روح  انسانی و جسم توزیان آور است از آن دوری کن توجه کنیم, عدم بهداشت پرخوری و چاقی... تاکنون چقدر انسانها را نابود یا علیل و افتاده کرده است در واقع این قبیل آیا هر طبی و هم اخلاقی هستند در واقع اسلام برای سلامت جسم و جان آمده است و تنها با سلامت جسم و جان می تواند زندگی آرامی داشته باشیم نه مال...

بیشتر
دوشنبه، 8 آبان ماه، 1391 | 0 نظر | بازدید [ 20 ]

آمار کاربران

نظرسنجی
نظر کلی شما در مورد سایت چیست؟

عالی
خوب
معمولی



نتایج
نظرسنجی ها

تعداد آراء: 8
نظرات : 0